X
تبلیغات
رایتل

مقالات دینی
از هر خرمنی خوشه ای

الحمدلله،
برای آنکه دلیل چنین حکمی را در اسلام درک نمائیم می بایست در دایره اسلام هم به این موضوع نگاه کرد، زیرا غالب کسانی که چنین سوالاتی در ذهنش شکل گرفته این مسئله را خارج از دایره اسلام تحلیل می کنند، حال آنکه برای درک اینکه چرا اسلام چنین قانونی دارد لازمست در داخل دایره احکام و شریعت اسلام مسئله بررسی نمود تا پاسخ به این سوال که چرا اسلام چنین حکمی مقرر کرده فهم شود؛
https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQA7TJwjbDk71p9A-lM01WEOMoNAgrrLeMRSONYC_KtnINm0PpPRQ






 در اسلام شارع حکیم مسئولیت مالی مردان را بیشتر قرار داده است؛ مثلا اسلام تامین نفقه و مخارج و نیازهای مادی زن و فرزندانش – و گاهی والدینش – را برعهده مرد گذاشته، و یا تأمین دیه قاتل بر عهده مردهای یک فامیل است نه زنان فامیل، و اسلام هیچ تکلیف مالی در اینگونه موارد را بر دوش زنان قرار نداده است و - برخلاف مرد- زن موظف نشده که مالش را در این موارد خرج کند؛ پس چون اسلام مسئولیت مالی مرد را نسبت به زن بیشتر قرار داده، لذا مقتضای عدالت آنست که در قبال این مسئولیت بیشتر به مرد امکانات بیشتری داده شود تا بتواند وظایفش را بدون اعتراض انجام دهد، یعنی فردای قیامت مرد اعتراض نکند که: چرا آنهمه مسئولیت مالی برعهده من گذاشته بودید اما بر زنم خیر! چرا حداقل برای پیشبرد آن مسئولیتها اندکی به من ابزار لازم را ندادید تا می توانستم از پس آنها بر آیم؟!
شما دو نفر را بنگرید که به آن دو گفتند : باید هر کدام یک چاه بکنید، در غیر اینصورت جریمه می شوید! اما زمینی را که نفر اول باید در آنجا چاه بکند سخت و سفت است اما نفر دوم در زمین نرم قرار است چاه بکند، به هر دو نفر ابزارآلات لازم را می دهند تا شروع به کار نمایند، ولی از آنجائیکه نفر اول در یک زمین سخت قرار است چاه بکند لذا به او اندکی ابزار بیشتر دادند تا بتواند با زمین سخت و سفت کنار آید، ولی به نفر دوم – بخاطر نرم بودن محل زمین– لزومی ندیدند که امکانات بیشتری به او بدهند، هر دو نفر شروع بکار کرده و کار را به پایان می رسانند.
آیا بنظر شما اگر نفر دوم معترض شود که چرا به من نیز امکانات بیشتری ندادید، اعتراض او ناوارد نیست؟! قطعا یک شخص عاقل عادل می داند که زمین سخت و سفت نفر اول می طلبید که به او امکانات بیشتری داده شود تا بتواند کارش را بدون سختی مضاعف طی کند و بهانه نیاورد که چرا مرا مسئول چاه کندن در یک زمین سخت و سفت کردید ولی حداقل ابزار لازم را برای کندن آن زمین سخت به من ندادید؟!
آیا اگر به هر دو نفر ابزار یکسان و مشابه می دادند و آنگاه نفر اول به دلیل سختی زمین نتواند وظیفه اش را خوب انجام دهد و بخاطر آن وی را جریمه کنند، این ظلم در حق او نیست؟!
پس باید این نکته را بدانیم که در شریعت اسلام تکالیف و وظایفی بر عهده مرد گذاشتند که بر دوش زن قرار ندادند، لذا لازم است برای آنکه مرد بتواند از عهده وظایفش برآید به او ابزار لازم را بدهیم و اگر آن ابزار و امکانات را به زن ندهیند دلیل بر ظلم به او نیست، چرا که تکالیف مالی زن نیازی به آن ابزار و امکانات ندارد، و بسیار غیرمنصفانه است اگر کسی مدعی شود که زن را محروم ساختند، ولی به این نکته توجه نمی کند که زن موظف نشده ارث خود را برای احدی خرج کند، اما همان مرد موظف است ارثش را در تامین نفقه زن و فرزند والدین پیر و بیمارش خرج کند که اگر آن مرد نفقه زن و فرزندانش را تامین نکند هم در دنیا و هم در قیامت مجازات می شود، مثلا یک زن می تواند به دادگاه مراجعه کرده و از شوهرش شکایت کند که برای او و فرزندانش خرج نمی کند، همزمان همان زن که شکایت کرده اموالش را پس انداز کرده و فقط برای خودش خرج می کند ولی مرد حق ندارد از او شکایت کند چون اسلام زن را مجبور نساخته برای شوهر و فرزندانش خرج کند و او می تواند اموالش را در هر امر مشروعی به دلخواه خود خرج کند بدون آنکه موظف شده باشد که ریالی به شوهرش بدهد.
ولی همان شوهر در ابتدای تشکیل خانواده موظف شده مقداری مال بعنوان مهریه به زنش بدهد، ولی زن به شوهرش مهریه نمی دهد! اما مهریه زن بر مرد واجب است نه مستحب، آیا این بی عدالتی نیست که اسلام آنهمه تکالیف مالی بر مرد گذاشته باشد و او را مجبور به نفقه و پرداخت دیه و مهریه کرده باشند ولی ابزار لازم را به او ندهند تا مبادا فمنیستها بانگ برآورند که: اسلام بر زن ظلم می کند! ارثش نصف مرد است!
در اینجا مطلبی را از "صالح بن عبدالله بن حمید" درباره (تفاوت ارث زن و مرد) برای شما نقل می کنیم که مفید است:
« در اسلام سهم مرد از ارث با سهم زن تفاوت دارد به چند دلیل:
1ـ‌ میراث جزو برنامه‌های عمومی اسلام است و تحت تأثیر مسئولیتهای عمومی و احکام مخصوص مرد و زن است. اختلاف در احکام هم به قاعده عمومی «عدم لزوم ایجاد برابری میان دو کارگر در دو کار مختلف» باز می‌گردد. زیرا حقوق هر فرد بر اساس نوع کار و وظیفه اوست، مردان اگرچه همه یک جنسند اما در هیچ حکومت و نظامی در حقوق و مزایا یکسان نیستند. و این تفاوت به نوع اعمال وظایف، استعدادها و تواناییهای آنها بستگی دارد و زندگی جز بر این اساس تداوم نمی‌یابد و به اصل برابری هم لطمه نمی‌زند.
2ـ اینکه مردان در سهم ارث بیشتر از زنان می‌گیرند به خاطر نوع مسئولیتهایی است که در نظام اسلامی بر دوش آنها گذاشته می‌شود. مثلاً مرد به تنهایی مسئول تأمین هزینه های ازدواج است مانند مهریه و خانه. برای توضیح بیشتر فرض کنیم مردی بمیرد و دختر و پسری بر جای ‌گذارد، اکنون به پسر دو برابر دختر سهم ارث تعلق می‌گیرد. زیرا پس از ازدواج هر دو فرزند، فقط پسر است که مسئول تأمین هزینه‌های زندگی خویش است و خواهر او مهریه و مسکن خود را به هنگام ازدواج از شوهر خود می‌گیرد.
علاوه بر این، دیه قتل خطا (غیرعمدی) بر عهده مردان خویشاوند فرد قاتل است تا قاتل را در پرداخت دیه یاری کنند و زنان در این زمینه وظیفه‌ای ندارند. اینجاست که مسئولیتهای مالی که اسلام بر عهده مردان می‌گذارد نه بر عهده زنان روشن می‌شود.
به این دلیل باید بدانیم که شریعت اسلامی با نظامهای ستمگر بشری که امروزه در بیشتر نقاط زمین حکم می‌رانند تفاوت اساسی دارد. در این نظامها اگر دختر به سن هیجده سالگی برسد، پدرش وی را رها می‌کند تا خود در جستجوی لقمه نانی باشد و بسیاری اوقات این کار به حساب شرافت و ارزش اخلاقی گذاشته می‌شود. اما در اسلام دختران تا وقت ازدواج تحت سرپرستی پدر یا ولی خود هستند.
روش اسلام در احکام و اخلاق چنان است که اجازه نمی‌دهد تأمین خوراک به قیمت از دست دادن شرف و آبرو تمام شود، زیرا نابودی شرافت انسان نابودی همه جهان است و اگر پسر یا دختر جوان لذتهای زودگذر را در شهوت و عشق و بی پروایی بیابد، نتیجه آن نابودی و پراکندگی خانواده و قطع ارتباط فامیلی و انتشار فساد در زمین خواهد بود. زنان خیابانی و دختران خودفروش در مجله‌ها و فیلمها که در میان اروپائیها و پیروان آنها رواج دارند، فقط نتیجه این نظام ویرانگر است و آنان در واقع نتیجه انحرافات خانواده‌های ویران و مسئولیت تباه شده‌ای است که مردان از دوش خود انداخته‌اند و این مسئولیتها آنجا که نمی‌بایست افتادند و فرار مردان از مسئولیت پذیری در پرورش نسل و تربیت درست را در پی داشت، و افراد جامعه چه زن، چه مرد به خود اختصاص یافتند نه به امت و جامعه و افراد فدای شهوتهای گذرا شدند نه همتهای عالی، و این بود که فساد به سرعت در جامعه رواج یافت و خانه حیات ویران شد.
3ـ در تقسیم ارث جنبه مادی آن در نظر گرفته شده است، و بر اساس نظام زندگی مشترک ترتیب یافته است. در واقع مانند یک جمع و تقسیم ریاضی برای دست‌یابی به نتیجه درست است. یعنی افزایش سهم ارث در یک جنبه به معنای برتری آن نیست بلکه فقط یک تغییر و تحول مادی است». بنقل از کتاب "جواب شبهات در مسائل زنده ى روز".

همچنین استاد "محمد قطب" درباره اختلاف ارث زن و مرد مطلبی زیبا دارد که چنین می گوید: « اسلام با شناخت کامل فطرت بشری در مسأله‌ی تساوی یا اختلاف زن و مرد، براساس راه و روش واقع‌بینانه‌اش عمل می‌کند و در مواردی که تساوی میان آن دو، روش صحیح فطرت است آن را به رسمیت می‌شناسد و زمانی که وجود تفاوت میان آن‌ها با فطرت صحیح متناسب باشد، میان آن دو تفاوت قائل می‌شود. در این‎جا بهتر است یکی از مهم‌ترین موارد اختلاف زن و مرد را که مسأله‌ی تقسیم ارث و سرپرستی است، مورد بررسی قرار دهیم.
در قرآن – مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع قانون‎گذاری و دینی مسلمانان – آمده است:
« لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ» (نساء 11).
یعنی: «سهم یک مرد [از ارث] به اندازه‌ی سهم دو زن است».
این امر یک حقیقت است، اگرچه اسلام در ارث سهم بیشتری به مرد داده است، اما در مقابل او را مجبور کرده تا نیازهای مادی خانواده‌اش را تأمین کند. اسلام از زن نمی‌خواهد تا اموالش را برای دیگران خرج کند، مگر این که او تنها سرپرست خانواده‌اش باشد که در سایه‌ی نظام اسلام چنین حالت‌هایی بسیار اندک و نادر خواهد بود. زیرا مردانِ خویشاوندش مانند پدر، پدربزرگ، عمو، دایی و... حتی اگر نسبت خویشاوندی دوری هم با او داشته باشند مکلف به دادن نفقه به او هستند. پس آن ظلمی که طرفداران مساوات و برابری مطلق زن و مرد ادعایش را دارند، کدام است؟ بنابراین، باید مسأله را براساس منطق، تجزیه و تحلیل کرد نه احساسات و ادعا. به زنان به عنوان یک گروه، (یک سوم) ثروت موروث تعلق می‌گیرد تا آن را برای خود خرج کند. مرد نیز (دو سوم) ثروت را از آنِ خود می‌کند تا آن را در مرحله‌ی اول برای همسرش و سپس برای خانواده و فرزندانش هزینه کند. حال خودتان بیندیشید و با اعداد و ارقام حساب کنید که کدام‎یک سهم بیشتری می‌گیرد. اگر در موارد استثنایی مردانی وجود داشته باشند که همه‌ی ثروتشان را برای خودشان هزینه کنند و از ازدواج و تشکیل خانواده امتناع کنند، باید دانست این‌ها موارد نادر و کم‎یابی هستند. بلکه در حالت طبیعی و عادی مرد به طور اجباری و نه داوطلبانه سرمایه و دارایی‌اش را برای تشکیل خانواده‌ای که به طور طبیعی یک زن در آن نقش همسر را دارد، هزینه می‌کند. از سوی دیگر زن هراندازه که ثروتمند باشد، شوهرش حق ندارد جز با رضایت کامل او در اموالش دخل و تصرف کند. اما مرد موظف است به همسر ثروتمندش نفقه بدهد گویی زن فاقد هرگونه اموال و دارایی است و هرگاه مرد از دادن نفقه خودداری کرد، یا در مقایسه با درآمدش خساست و بخل ورزید زن حق دارد از او شکایت کند. در این حالت، شریعت اسلام مرد را به دادن نفقه یا جدایی از همسرش وادار خواهد کرد. آیا با ذکر این جزئیات دیگر شبهه‌ای درباره‌ی مقدار واقعی سهم زن از مجموع ثروت باقی می‌ماند؟ آیا در موقعیتی که مرد مسئولیت و پرداخت هزینه‌های بیشتری را بر عهده دارد، داشتن سهم دو برابری مرد در مقابل زن، یک امتیاز واقعی به شمار می‌آید؟
علاوه بر همه‌ی این‌ها، این نسبت فقط در اموال به دست آمده از راه ارث و بدون رنج و زحمت است که براساس عدالت پروردگار – که مبتنی بر میزان نیاز افراد بدان است – میان آن‌ها تقسیم می‌شود. معیار، میزان نیاز افراد و وظایف تعیین شده برای هرکدام از زن و مرد است. اما در مسأله‌ی اموال اکتسابی که فرد از طریق تلاش خودش به دست می‌آورد، مانند دست‎مزد و حقوقی که در مقابل انجام کاری دریافت می‌کند یا سود تجاری یا درآمد زمین کشاورزی و... میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. زیرا همه‌ی این موارد از معیار دیگری یعنی برابری میان تلاش و دست‎مزد زن و مرد پیروی می‌کند. بنابراین، در اسلام هیچ‎گونه ظلم یا شبهه‌ی ظلمی نسبت به زن وجود ندارد و برخلاف تصور دشمنان اسلام و برخی از مسلمانان کم‌اطلاع از دین هرگز مسأله بدین صورت نیست که ارزش و جایگاه زن در اسلام، نصف ارزش و مقام مرد باشد و ما با اعداد و ارقام مشاهده کردیم که این امر صحت ندارد». بنقل از کتاب : " شبهاتی پیرامون اسلام".

نتیجتا آنکه: با نظر عجولانه در مسئله اختلاف ارث زن و مرد، شاید آن را کاهش دادن قدر و منزلت زن، و پایمال کردن حقوق او به حساب آورد. حال آنکه زن و مرد در حقوق، مساوی هستند. در حقیقت اسلام، پاکتر از آنست که این مسأله را وسیله تحقیر زن قرار دهد. پس دلیل این تفاوت در ارث، هیچ ربطی به شأن و منزلت هیچکدام از زن و مرد ندارد بلکه به تکالیف و وظائفی بر میگردد که بر دوش هر یک از آنها واقع میشود.

نکته مهم: چیزی که بسیاری از معترضین از آن غافل مانده اند و شاید عمدا به فراموشی سپرده اند، اینست که : اینکه ارث زن نصف ارث مرد است، یک حالت همیشگی و قاعده کلی برای هر زن و مرد در میراث اسلامی نیست! چرا که قرآن نفرموده : « یوصیکم الله فی المواریث و الوارثین للذکر مثل خط الآنثیین» « خداوند در باره میراث و وارثین سفارش می کند که (همواره) سهم مرد به اندازه سهم دو زن باشد».
بلکه فرموده است: «یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل خط الأنثیین» (نساء 11).
یعنی: «خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد».
که بین این دو تعبیر تفاوت زیادی وجود دارد.
در حالات متفاوتی که ممکن است در تقسیم ارث پیش آید، فقط در چهار حالت میراث زن نصف میراث مرد است! و در حالات بیشتری زن به اندازه مرد یا بیشتر ازاو ارث میگیرد! و یا زن ارث میگیرد ولی هیچ ارثی به مرد تعلق نمیگیرد!
بعنوان مثال: در بین مثالهای زیادی در این باره، میتوان به این دو حالت اشاره کرد:
1- اگر زن یا مردی فوت کند، و پدر یا فرزند (دختر یا پسر) نداشت، ولی خواهر و برادر ناتنی داشت، در این حالت خواهر و برادر در میراث مساوی هستند.
2- اگر مردی همسرش فوت کند و زن از این شوهر یا غیر او دختری داشت، این دختر، دو برابر سهم مرد ارث میگیرد.
این سهمها در قرآن کریم مشخص شدهاند که تمام انواع نزاع در خانواده را از بین میبرند.

والله اعلم
وصلى الله على نبینا محمد وعلى اله وصحبه وسلم
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1391 توسط اسامه
bahar 20


وبلاگ استت